جعفر شهرى باف
57
طهران قديم ( فارسى )
ساخته و پخته به كار مىبردند . لولئينخانهها محوطههاى وسيعى كنار يا خارج مساجد بود كه اطراف آن را مستراح ساخته وسط آن حوضى كنده بلندىاى صفهمانند كنار حوض آن برميآوردند و لولئينها را كنار حوض رديف مىكردند و يك نفر بالاى بلندى آن نشسته متصدى پر كردن آنها ميگرديد ، ضمنا مراقبت مردمان ناباب مينمود كه دو نفرى بمستراح نروند ! بلندى جاى لولئيندار تختگاهىئى بود كه اطاقكى نيز براى سكونت وى در آن ساخته شده چوب بلندى كه سرش قلاب داشت ابزار كارش بود كه به گردن آفتابهها انداخته با يك چرخش آنها را پر كرده كنار حوض مىنشاند كه از عهدهء همه كس برنيامده در صورت عدم اطلاع آفتابه را غرق مينمود . نشيمنهاى مستراحهاى آن دهانههاى وسيع هولناكى بودند كه بر بالاى انبار آنها قرار گرفته ، انبارهايشان زيرزمينهاى عميقى متصل بهم كه بالايشان نشيمنها تعبيه شده بود و حفاظ آن براى جلوگيرى از سقوط تكه چوبهايى كه بر درازاى دهانههاى نشيمنها قرار داده شده ؛ در دهشتناكترين مناظر ممكن ، با بويى تند عفن همراه انواع نجاسات و جانوران غوطهور در آن كه همه كس را رغبت و جرأت استفاده از آن ميسر نمىگرديد . محتويات انبارها پيشفروش شده سالى يك بار تخليه مىگرديد و حمل آنها به اين صورت انجام مىگرفت كه ابتدا خاكستر فراوانى وسط محوطهء لولئينخانه خالى نموده ميان آن را حوضمانند گود كرده كثافات را در آن ريخته به حال خود مىگذاردند تا زمانى كه رطوبات آن كاملا جذب هوا و خاكستر گشته قابل حمل شده باشد و چون لازم بود كه چنين كار جهت خشك شدن در هواى گرم و فصول بين بهار و پائيز انجام شود بوى بد آن حدود و بلكه محله را اشباع مينمود و ناخوشىهاى گوناگونى كه از آن به ظهور و بروز ميرسيد و بسا افراد را كه به بستر بيمارى و سينهء گور مىكشيد . زمين در و ديوار مستراحها نيز كمتر از انبار و سطح لولئينخانهها آلوده و ملوث نبود ، چه بيشتر مراجعان آن كه قادر بپرداخت يك شاهى پول لولئيندارى « آفتابهدارى » نبودند بدون آفتابه به مستراح مىرفتند و در برخاستن هم جهت استنجا چارهاى نداشتند جز آنكه خود را با انگشت پاك كرده آن را به ديوارها